بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
549
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
زروع آن فَانْطَلَقُوا بس روان شدند ايشان بجانب باغ وَ هُمْ يَتَخافَتُونَ در حالتى كه ايشان با هم گفتگوى آهسته ميكردند أَنْ لا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ به اينكه بايد كه در نيايد به اين جنت امروز بر شما درويشى وَ غَدَوْا عَلى حَرْدٍ بامداد رفتند بر قصد منع مساكين و محروم گردانيدن آنها از حق ايشان قادِرِينَ حالكونى كه بزعم خود قادر بودند بر منع درويشان و بعضى گفتهاند كه حرد نام جنت بوده و معنى اينست كه بامداد كردند بر آن جنت و صبح داخل آن جنت شدند حالكونى كه فى نفسه قادر بر قطع ميوههاى آن جنت بودند . [ سوره القلم ( 68 ) : آيات 26 تا 33 ] فَلَمَّا رَأَوْها قالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ ( 26 ) بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ( 27 ) قالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ ( 28 ) قالُوا سُبْحانَ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ ( 29 ) فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَلاوَمُونَ ( 30 ) قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا طاغِينَ ( 31 ) عَسى رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها إِنَّا إِلى رَبِّنا راغِبُونَ ( 32 ) كَذلِكَ الْعَذابُ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ( 33 ) فَلَمَّا رَأَوْها پس چون ديدند آن جنت را سياه و سوخته شده قالُوا گفتند إِنَّا لَضَالُّونَ بدرستى كه ما هر آينه راه گم كنندگان آن جنتيم زيرا كه جنت ما سياه و سوخته نبود بلكه در غايت طراوت و پر ميوگى بود و چون تأمل كردند يافتند كه اين همان باغ ايشانست از آن سخن اعراض نموده گفتند كه ما راه گم كنندگان نيستيم بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ بلكه ما محروم و بىبهره شدگانيم ازين جنت و از محصول آن به جهت منع فقرا و ترك استثنا و بعضى گفتهاند كه معنى آيه اينست كه گفتند ايشان كه بدرستى كه ما گمراهانيم كه خواستيم فقرا را از انتفاع اين باغ محروم گردانيم بلكه ما محروم شدگانيم قالَ أَوْسَطُهُمْ گفت بهترين و داناترين ايشان كه برادر